فرهنگ کوثر - فرهنگ کوثر

اوقات شرعي
جستجو :
سوگند به آنکه جانم در دست اوست، برتر از بردباري با دانش چيزي باچيز ديگر گرد نيامد . [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله]
منوي اصلي

 RSS 
خانه
شناسنامه
پست الکترونيک


بازديد امروز: 1
بازديد ديروز: 3
کل بازديدها: 2791

درباره خودم
فرهنگ کوثر - فرهنگ کوثر
فرهنگ کوثر[7]
نشريه فرهنگ کوثر، زير نظر آستانه مقدسه حضرت معصومه (س) فعاليت مينمايد. و ويژه سيره و انديشه اهل بيت (ع) مي باشد.
زیارت حضرت معصومه(س)
لوگوي وبلاگ
خبرنامه
نشریه فرهنگ کوثر

آرشيو نشريه فرهنگ کوثر [175]
[آرشيو(1)]

   [آرشيو شده ها]
+ ويژه نامه فاطمي (س)

آستانه مقدسه حضرت معصومه(س) ميلاد ياس نبي و روز زن را تبريک مي گويد.


براي ديدن ويژه نامه فاطمي (س) با مطالب کوتاه و خواندني به اينجا مراجعه کنيد.


 



فرهنگ کوثر(پنجشنبه 14 تير 1386 ساعت 9:10 صبح )

ديدگاه‌هاي ديگران ()

+ هر هفته يک ويژه نامه


فرهنگ کوثر(پنجشنبه 31 خرداد 1386 ساعت 8:37 صبح )

ديدگاه‌هاي ديگران ()

+ قنوت سبز و ذکر آتنا

هنوز جراحات روحي ناشي از حمله به حرم عسکريين ترميم نيافته است. اين شعر تقديم عاشقان اهل بيت(ع):


گلدسته هايش با نگاهم آشنا بود حرم سامرا
گويي قنوتي سبز و ذکر آتنا بود


آنگه که بر تن بود دست عسکريين
کي لشکر کفار را در شهر جا بود


روزي که سر از تن برفت و دستها ماند
گويي که عاشوراي سرخ سامرا بود


گلدسته ها با خاک يکسان شد دوباره
اين ظلم از بوش و بلر در عصر ما بود


در ظهر عاشورا اگر دستان عباس
از پيکر ماه بني هاشم جدا بود


در کربلاي سامرا در قرن حاضر
از سامرا سر رفت و دستانش به جا بود


از انفجار مرقد قدس دو خورشيد
آواي غم، رنگ عزا در ماسوا بود


از انگليس دون و آمريکاي ملعون
در جاي جاي اين وطن ماتم به پا بود


هان اي جوان مردان قرآني کجاييد
اين بارگاه قدس آل مصطفي بود


اينجا مزار مادر و باباي مهدي است
اين خانه بيتي از بيوتات خدا بود


تا کي سکوت مرگبار و سازش زشت
اين بزدلي ها در شريعت کي روا بود


اي زادگان حضرت موسي بن جعفر (ع)
اي حاميان دين و قرآن پيامبر(ص)


اي وارثان خون خورشيد حسيني
اي رهروان راه و افکار خميني


هان اي مسلمانان بپا وقت قيام است
دشمن درون خانه خوابيدن حرام است


اين نرمش و سازش کجا راه امام است؟
دشمن درون خانه خوابيدن حرام است.



فرهنگ کوثر(چهارشنبه 30 خرداد 1386 ساعت 10:51 صبح )

ديدگاه‌هاي ديگران ()

+ تولد رسالت زنان
 

سال ششم هجري چشم به روي تيغ تيز بيداد مي گشايد و جنگي چند ساله بين جهل و علم و کفر و ايمان را به نظاره مي ايستد.

پنج سال بعد دستان کوچک و معصومش تب داغ قيام و عدالت محمد را در آب سرد ملاطفت مي شويد.

زينب، خاکسپاري «مهرباني » را به گريه مي نشيند و بعد از او چله نشيني سکوت اسفبار علي مظلوم و کوتاه شدن دست او از آنچه حقش بود.

زينب، ناظر سکوت مرگبار پدر و گريه هاي نيمه شبش در حلقوم چاه هاي غربت است.

زينب پاره هاي جگر برادر دردمندش را در تشت جور مي بيند و آنگاه است که زهر سياست و جنگ بر سر دنيا را در تار و پودش حس مي کند و اينگونه چهارمين تکيه گاه او نيز فرو مي ريزد.

زينب فريادگر عاشوراست، خشت خشت مناره وجودش از خون عزيزترين هايش ساخته شد. حلقومش پر از فريادهاي خونين و دلش مالامال درد ظلم است، و هر آنچه از درد شنيده به عيان ديده است!

زينب الگويي است از «بودن » از «زندگي » از «سيلان » از «حرکت » از «ماندن » از «عشق » از «ايثار» از «عفت » از «مسؤوليت پذيري » از «قيام » از «هجرت و فرياد» و از «تاثير بر خلق »!

او مي آموزد که بايد «ماند» و براي «ماندن » بايد کوله بار آتش درد نسلها را بر دوش کشيد.

اين تلاش براي «بودن » را بايد زنده کرد، اين آلت لهو و لعب بودن زن را بايد در هم شکست، آن کنج هاي عزلت را بايد فرو ريخت تا «زن بودن » «عزلت نشيني » معني نگردد.

زنان بايد با تولد «زينب » خود را تولد يافته بدانند، پيامبر نجات از زنده بگوري باشند. بر کوفيان پيمان شکن لعنت کنند و هيچگاه از فرياد بر سر کاخ نشينان فرو ننشينند و در هر کوي و برزن پيام خون برادرانشان را به پژواک بنشانند.

و اينگونه است که زني هماره خواهد ماند و زينبي خواهد شد در تاريخ.

تولد زينب تولد رسالت زنان است، رسولي که در کوتاهترين مقطع تاريخ و در خاموش ترين بيابان و در مسمومترين فضا به يک واقعه خونين حيات بخشد و پژواک اين پيام تا ابد مناره به مناره مي گردد و گنبد به گنبد طنين مي افکند و سينه به سينه همراه دستها و دوش به دوش همراه زنجيرها مي گردد.

بايد به زينب، دو رکعت «فرياد» اقتدا کرد، بايد همسفره صبرش شد و در سايه عفافش عفت را آموخت و بايد از مدينه تا کربلا و کوفه و دمشق همراهش کوله بار مسؤوليتهاي اجتماعي را حمل کرد و از اين کنج تاريکي که تاريخ براي زنان برگزيده بيرون جهيد و اينگونه است که زنان «بودن » را تجربه مي کنند. که جز اين نيستي و نابودي است و گم شدن در لاي رنگها.

و زينب مي زيد و نمي ميرد بي آنکه لحظه اي در تاريخ بماند!


متن کامل فوق به نام از هاجر تا زينب را از اينجا ببينيد.



فرهنگ کوثر(دوشنبه 31 ارديبهشت 1386 ساعت 11:36 صبح )

ديدگاه‌هاي ديگران ()

+ کارگران حضرت فاطمه (س)

فهرست هفته نامه


 


تابستان 62 در شاهرود خدمت مي‌کردم و فرمانده يکي از گروهان‌هاي آموزشي بودم. روزي هنگام آموزش در صحرا، به مادري که با دخترانش مشغول دروي گندم بودند، برخوردم. ستوان آسيايي، فرمانده يکي از گروهان‌ها، به من گفت : مسلم! بيا سربازان گروهان ها را جمع کنيم و برويم گندم‌هاي پيرزن را درو کنيم.


بعد از سلام و احوال پرسي گفتم: مادر! شما با دخترانتان از مزرعه بيرون برويد تا ما با کمک سربازان گندم‌هاي شما را درو کنيم. شما فقط محدودة زمين را به ما نشان دهيد و ديگر کاري نداشته باشيد.


پيرزن بعد از تشکر و قدرداني گفت: پس من مي‌روم براي کارگران حضرت فاطمه (س) مقداري هندوانه بياورم.


من از اين کلام او شگفت‌زده شدم و آن را براي ديگران نقل کردم. آن گاه از سربازان خواستم که  هر کدام پارچه‌اي دور دستش ببنددادامه مطلب...

فرهنگ کوثر(يکشنبه 9 ارديبهشت 1386 ساعت 6:53 عصر )

ديدگاه‌هاي ديگران ()

+ راز عدم ازدواج حضرت معصومه (س)


 سالروز رحلت شهادت گونه حضرت معصومه (س) تسليت باد.  


حضرت معصومه در يک نگاه


حضرت فاطمه معصومه در اول ذيقعده 173 در مدينه منوره چشم به جهان گشود. پدر بزرگوارش حضرت موسي بن جعفر  و مادر گرامي‌اش نجمه خاتون است. او از کودکي تا جواني تحت تربيت پدر بزرگوارش و برادر مکرّمش حضرت رضا قرار داشت و در علم و تقوا و پاسخ به پرسش‌هاي مراجعان به مقامي رسيد که مدال افتخار «فداها ابوها» از پدر خود دريافت داشت. بعد از ورود حضرت رضا  به مرو آن حضرت نامه‌اي را به وسيله يکي از غلامان خويش براي خواهرش فرستاد که با رسيدن نامه، بلافاصله فاطمه معصومه آماده سفر گشت. آن حضرت در سال 201 هجري به همراه پنج تن از برادران (فضل، جعفر، هادي، قاسم، زيد) و تعدادي از برادرزادگان و کنيزان روانه خراسان شدند.


هنگامي که موکب حضرت معصومه به ساوه رسيد، عده‌اي از دشمنان اهل بيت:، به اشاره مأمون عباسي راه را بر آنان بستند و در يک درگيري نابرابر، تمام برادران و بيشتر همراهان او به شهادت رسيدند و حضرت معصومه بر اثر شدّت تألمات و بنا بر قولي بر اثر مسموميت بيمار گشت. ادامه مطلب...

فرهنگ کوثر(شنبه 8 ارديبهشت 1386 ساعت 8:4 صبح )

ديدگاه‌هاي ديگران ()

+ پسران فاطمه (س)


امتداد خاکريز پر  بود از سنگر‌هاي کوچک و بزرگ. آن شب برخلاف شب‌هاي پيش، از آتش دشمن خبري نبود. هلال کوچک ماه، گاه و بيگاه خودش را پشت تکّه‌هاي ابر پنهان مي‌کرد. فرمانده گردان نيروها را در حسينيه قرارگاه جمع کرد:


ـ برادرا يه صلوات بفرستند!


فرمانده به نقشه روي ديوار اشاره کرد. جهتي را نشان داد و گفت:


ـ ساعت يک نيمه شب حرکت مي‌کنيم؛ از اين مسير. خوب دقت کنيد! اين معبر ديشب به وسيله بچه‌هاي اطلاعات عمليات شناسايي شده. بايد تا ساعت 4 صبح به گردان حضرت معصومه ملحق بشيم. اگه موفق نشيم، ادامه مطلب...

فرهنگ کوثر(چهارشنبه 5 ارديبهشت 1386 ساعت 12:7 عصر )

ديدگاه‌هاي ديگران ()

   [آرشيو شده ها]

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[14/4/1386- 9:10 ص] ويژه نامه فاطمي (س)
[31/3/1386- 8:37 ص] هر هفته يک ويژه نامه
[30/3/1386- 10:51 ص] قنوت سبز و ذکر آتنا
[31/2/1386- 11:36 ص] تولد رسالت زنان
[9/2/1386- 6:53 ع] کارگران حضرت فاطمه (س)
[8/2/1386- 8:4 ص] راز عدم ازدواج حضرت معصومه (س)
[5/2/1386- 12:7 ع] پسران فاطمه (س)